۱۳۹۸ شهریور ۲۲, جمعه

مردم متدین








این مذهب بیهوده و بیمار مرا کشت
زندان پر از دشنه و دیوار مرا کشت
ترویج اکاذیب و احادیث و خرافات
در نفس عمل ملت هوشیار مرا کشت
این سنی و این شیعه و این جنگ اسفبار
سـرها بدم تیغ و سـر دار مرا کشت
یک ملت و یک فر اهورائی دیرین
در بند خرافات و بلا خوار مرا کشت
بـر سـر زدن تـوده گـمـراه بـرای
یک مشت تجاوزگر بدکار مرا کشت
شرمندگی از مردم دنیا ز تمسخر
بر سینه زنی در سر بازار مرا کشت
این رسم عبادت که زنی مشت بسینه
یا تیغ بر آن کله بیمار مرا کشت
فـتوای جنـایـتگری و آیـه کشتار
از قول خدا در دل آن غار مرا کشت
در غـار چها کرده و در غـار چها دید
معلوم نشـد تا ثـمر کار مرا کشت
از جنگ نهاوند هنوز هم بدسایس
این تکیه و تعزیه افکار مرا کشت
من در عجبم زانکه ز تاریخ نپرسیم
این قوم چرا کنیه و طومار مرا کشت
در ذهن خود از فر علی حیدر و مولا
پرداخـتی و پرده پنـدار مرا کشت
او کشت بتیغ دو دمش تیره ما را
این طرز عزاداری و هنجار مرا کشت
زنـگار ز آئـیـنـه زدا تـا بـخود آئی
تحمیق خود از اینهمه زنگار مرا کشت
خسرو (آئینه)

۱۳۹۸ تیر ۱, شنبه

شکسته

شکسته 
در شـعر من تو منشا و الـهام و باوری
باور به اینکه از همه گلها تو بهتری

من از تبار تلخ و غریب شکستنم
تو از دیار رویش سرو و صنوبری

من در مسیر فاجعه ها غرق میشوم
اما تو در دل صدفم همچو گوهری

من در غروب حادثه تنهاترین شدم
تـو در فـراز قـلـه طـلوع مـکـرری

افسوس در مقام عشق تو جائی نداشتم
آنجا که تو نهایتی و حرف آخری

من زیر پای هر کس و ناکس شکسته ام
تو تاج عشق و مهر و محبت به هر سری

آئینه چون شکست هزاران هزار شد
تو اندر این شکسته هزاران برابری

‏پنجشنبه‏، 23‏ مه‏ 2019 خسرو (آئینه)

۱۳۹۷ اسفند ۱۷, جمعه

صدای نوروز


صدای نوروز

تو از  تبار کدامین غروب   پائیزی
که از ندامت و اندوه و بغض لبریزی
تو از کجای شب بی ترانه میآئی
که با اجابت فریاد خود  گلاویزی
بیـمن مهر سکوت تو دار برپا شد
ستاره بندی دد شد ستاره آویزی
خجسته طلعت نوروز میرسد از راه
ترا به همهمه خواند اگر نپرهیزی
قسم به آتش این چهارشنبه آخر
بهوش باش که با این صدا درآمیزی
صدای ممتد آزادی و صدای خروش
صدای صحنه پیروزی از بپا خیزی

خسرو (آئینه)

۱۳۹۷ اسفند ۱۴, سه‌شنبه

ظلم


ظلم

نسل من آتش گرفت و سوخت با بنیان ظلم
تیز شد از هستی و دارائیم دندان ظلم

چون فرشته رفت دیو آمد به منبر تکه زد
لوح جهل آویختند بر سر در دیوان ظلم

لاله های سرخ له شد زیر پای اهرمن
دفن شد آزادگی و عشق با دستان ظلم

اهرمن علم و هنر را در قل زنجیر کرد
ننگ استبداد باشد درد بی درمان ظلم

همچو ریمآهن بسود اهریمن بیدادگر
هستی ما را به پتکِ کینه بر سندان ظلم

راه تغییر و تعالی رنگ ویرانی گرفت
تا عدالت را بنا کردند در زندان ظلم

دین و مذهب در نهایت قلب تر از قبل شد
تا خزف جای گهر بنشست در دکان ظلم

حالیا دستان ما باید گشاید این گره
مشت ما باید که درهم بشکند امکان ظلم

زیر بار زور رفتن یاوریِ ظالم است
سر بپیچان تا نباشی یار و پشتیبان ظلم

وقت بیداری رسیده هموطن بیدار شو
تا بسوزانیم ما بنیان اربابان ظلم

ما گذشتیم از چهل سال سیاه دردناک
صد هزاران جان هدر دادیم در طوفان ظلم

روزگار امن را باید دوباره زنده کرد
تا بمیرد ظالم و ضحاک در فقدان ظلم

ای همه آئینه داران عزم ما تا پای جان
میتواند اندر این پیکار گیرد جان ظلم

آئینه-- ‏يکشنبه‏، 03‏ مارس‏ 2019

۱۳۹۶ اسفند ۲۶, شنبه

نوروز میرسد


روی محوطه خالی زیر کلیک کنید



شکیلا در آئینه
 شعری از خسرو (آئینه)
زیباتر از خیالِ تو   پیدا   نمیشود
تعبیر   عشق بی  تو مهیا   نمیشود
مستی چشمِ تو، درِِ میخانه را ببست
این در بیُمن بودنِ تو وا نمیشود
آواز توست شاخصِ زیبائی صدا
حاشا صدا که اینهمه زیبا نمیشود
بیمارِ حُسن  تو بکجا  روی آورد ؟
این  دردِ  بی علاج  مداوا  نمیشود
سوسن بطعنه گفت به بلبل که بانک تو
همتایِ   نغمه های   شکیلا   نمیشود
تنها منم ز دلشده گان در خیالِ خام
کس چون منِ شکسته  شکیبا  نمیشود
پیدا بچشم خلقی و پنهان ز دادِ عشق
این  مرهمی  بزخمِ  دلِ  ما نمیشود
ای آنکه آبروی صدائی مرا بخوان
آئینه  بی  صدایِ تو  احیا  نمیشود

۱۳۹۶ اسفند ۱۲, شنبه

دوره پایان







دوره پایان
دخـتر ایران زمـین کـاوه ایران شده
روسریش خنجری در دل شیخان شده
کهنه پرستان ازین واقعه خون میخورند
شـیر زن شـیر دل وارد میـدان شـده
شیخک ناپاک از وحشت و دلواپسی
ذکر مصیبت کند تعزیه گردان شده
خادم ضحاک این گزمه بی چشم و رو
مشت گره میکند، زور فراوان شـده
رهـبـر این ناکسان لاف ولایت زند
غافل از اینکه جهان دشمن ایشان شده
بسکه بدکان دین ظلم و جنایت کنند
مضحکه این و آن مذهب و ایمان شده
شاه برحمت گذشت از سر آن تخت تاج
تاج و سریر کیان قسمت شیطان شده
لیـک بـپـان رسـد دوره ظـلـم و سـتم
فصل فرو پاشی است، دوره پایان شده

خسرو (آئینه)   ‏03‏ مارس‏ 2018

۱۳۹۶ دی ۲۱, پنجشنبه

وای از این دشمن



دشمن کیست ؟

ایکه از دشمن شکایت میکنی
هر دم از دشمن حکایت میکنی
وقت بیداری ز خواب غفلت است
ایکه در خواب وجنایت میکنی

باز کن آن چشم گوش بسته را
کن نظاره دشمن دلخسته را
دشمن تو مردم ایران بوند
کن رها این مردم وارسته را

درس از تاریخ و از ایام گیر
عبرت از قذافی صدام گیر
ظلم و جور هرگز نماند پایدار
رو امان زین دشمن غدار گیر

خسرو (آئینه) ‏دوشنبه‏، 08‏ ژانويه‏ 2018

۱۳۹۶ دی ۸, جمعه

سوراخ دعا گم شده


آقای خامنه ای رهبر حکومت اسلامی سوراخ دعا را گم کرده اند
بله ایشان سوراخ دعا را گم کرده اند و اینطرف و آنطرف دنبال دشمن میگردند و بمردم هشدار میدهند که مواظب دسیسه های دشمن باشند غافل از اینکه دشمن واقعی این رژیم همانا خود این مردم هستند که از این رژیم آدمکش و چپاولگر بیزارند تا حدی که خواستار اضمحلال و سرنگونی آن هستند. اگر آقای خامنه ای واقعیتهای بسیار عینی و مشهود جامعه ایرانی را نبینند و به 
فریاد مردم مظلوم ایران نرسند بزودی خیلی دیر خواهد بود که این رژیم ضد مردمی سرنگون نشود

دشمن
بسکه دادی شعار "این دشمن"
گله  کردی  ز کار این  دشمن
هرگز از خویشتن نپرسیدی
علت    کارزار   این  دشمن
نشنیدی  گلایه هایش  را
از دل  بیقرار  این  دشمن
چون که هستی تو دشمن دشمن
من شدم جانثار این دشمن
آتشی   کرده ای بپا   زینرو
گشته مرگت شعار این دشمن
دامنت را بگیرد این آتش
تا شوی شرمسار این دشمن
بنده قدرتی و مال و منال
 ننگ خویشی و عار این دشمن
بسکه دشمن کشی کنی دنیا
شده است غمگسار این دشمن
چون شب تیره ای سیه کردی
روز و شب روزگار این دشمن
از  گدائی   رسیده   تا شاهی
تا شدی تو سوار این دشمن
پاس نعمت نموده دزدان را
کرده ای پاسدار این دشمن
هرچه بودش گرفتی و دادی
حکم کشتار و دار  این  دشمن
هتک حرمت نموده ای حتی
بر قبور  و  مزار  این دشمن
زده ای  تیر  کینه  بر قلب
مادر  داغدار   این   دشمن
لیک  فصل  خزان نمیماند
میرسد  هم بهار این دشمن
نقش بندد دوباره بر پرچم
شیر خورشید دار این دشمن
آذری و بلوچ و کرد و فارس
همه همدوش و یار این دشمن
زنده  سازند  فر   ایران  را
در گلستان دیار این دشمن

خسرو -- آئینه